آرزو

متن مرتبط با «فرق فهم و درک» در سایت آرزو نوشته شده است

بی خوابی

  • نیلوبلاگ

    بی خوابی دیشب بی خوابی زده بود به سرم.هر کاری کردم که بخوابم نشد.بلند شدم و پاورچین ،پاورچین اومدم تو هال،نشستم به کتاب خواندن. چه لذتی داشت در آن سکوت کتاب خواندن.۷۰صفحه از کتاب «حرامزاده استانبولی »باقی مانده بود. خواندم . پایان کار بسیار خوبی داشت.قلم الیاف شافاک را دوست دارم. حس زنانه اش را هم دوست دارم.نگاهش به زندگی،انتقام،گذشت و عشق.چه خوب که بی خواب شدم.تمام در روز جاری حال خوبی داشتم. ...

    ادامه مطلب
  • خوب ها. بدها

  • نیلوبلاگ

    سال به سال دریغ از پارسالیک سال دیگر هم رفت.لیست خوب ها و بدها هم به روز شدند.کسانی که در لیست بدها قرار گرفتند ، آنچنان بدی کردند که باعث شد تا در مورد دیگران هم تجدیدنظر کنم.کسانی هم وارد لیست خوب ها شدند که حتی برای خودم هم باورش سخت است.باز هم مثل همیشه شهراد کنار من ایستاده و حامی من است.از هیچ کسی انتظار هیچ چیزی ندارم اما همه از من انتظار دارند.بگذار همچنان انتظار داشته باشند ،نمی توانم ،دیگر نمی توانم انتظار همه را برآورده کنم.بگذار انتظار داشته باشند. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در اوج ناامیدی

  • نیلوبلاگ

    هفته پیش ،بسیار ناامید از زندگی بودم.آن قدر که مرگ را نزدیک می دیدم و برای نخستین بار وصیت کردم.متاسفانه در خانواده کوچک من،با این قضیه برخورد خوبی صورت نگرفت.شهراد و آریا از این ناامیدی من ناراحت و عصبی شدند و به ناچار به طریقی دیگر وصیت کردم.اول به همسرم که در طول این سال ها ،همیشه همراهم بود و بعد حرف هایی با پسرم داشتم و حالا که حالم خوب شده ، از همراه همیشگی ام ممنونم.الان اما،دوباره در اوج امید و میل به زندگی هستم.الان از مرگ نمی ترسم.تنها چیزی که مرا می ترساند ،دوری از آریا و شهراد است. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ناخوشی ادبی

  • نیلوبلاگ

    این هفته اصلا برای ادبیات ،خوب نبود.اول احمد رضا احمدی ،بعد میلان کوندرا و ساعاتی بعد ،ر.اعتمادی.و اما میلان کوندرا ،نویسنده مورد علاقه من بود . شاید دوباره مروری بر کتابهایش داشته باشم.الان مشغول خواندن ملت عشق الیف شافاک هستم.راستی، نمی دانم چرا عزرائیل ادبیات را نشانه گرفته ،ای کاش اندکی هم به سیاستمداران نالایق نظر داشت. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خوشی ها و نا خوشی ها

  • نیلوبلاگ

    این سال هم با همه ناخوشی'>خوشی هایش هم رفت.چه روزهای سختی امسال بر ما گذشت.خوشی ها هم کم نبودند اما ناخوشی های عمومی ،بیشتر بود.به امید روزهای خوب و خوش.روزهایی که بچه هایمان بیشتر بخندند.این جوان ها ،با جوانی های فرق دارند.آن ها پر از شور ومصمم هستند برای داشتن آینده ای روشن. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • دروغ

  • نیلوبلاگ

    همه اش دروغ، دروغ و دروغ.... حالم از این همه دروغ و دروغگو به هم می خورد....

    ادامه مطلب
  • موج بعدی

  • نیلوبلاگ

    پیک ششم کرونا آغاز شده اما مسئولان می گویند موج بعدی در راه است.کدام موج؟! موج کرونا همین جاست .در همین شهر ، موج بعدی کرونا آغاز شده و یکی یکی دوستانمان را می گیرد و می برد و  هیچ کسی هم پاسخگو نیست و مسئولان دائم در حال ارائه آمار  از موفقیت های نداشته هستند.  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • واقعیت خیالی

  • نیلوبلاگ

    نباید فکر کنم. نباید به چیزی فکر کنم.به هرچه فکر می کنم ،اتفاق می افتد.......

    ادامه مطلب
  • فراموشی

  • نیلوبلاگ

    بعضی ها در زندگی شان اصلا بلد نیستند که عذرخواهی کنم.یعنی این طور تربیت شدهاند.به این ها یاد نداده اند که عذرخواهی کنند و اما دقیقا همین آدم ها همیشه انتظار دارند تا دیگران همیشه از آن ها عذر خواهی کنند.بی دلیل و بادلیل!چه خوب است که مطلب فراموشی نیلوبلاگ وجود دارد اگر فراموش نکنیم نمی توانیم زندگی کنیم. Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • حضرت آدم و انگشتر تراش خورده

  • نیلوبلاگ

    کتاب «سنگ ها و خواص اعجاب انگیز »را خواندم.این کتاب بخشی با عنوان نقوش انگشتری انبیاء الهی دارد و در مورد نقش انگشتر حضرت آدم آمده که نقش انگشتر حضرت آدم،«لا اله الا الله محمد رسول الله»بوده و من مانده ام که حضرت آدم لباس نداشته،چطور انگشتری تراش خورده به دست می کرده؟...

    ادامه مطلب
  • چخوف

  • نیلوبلاگ

    «زندگی من»به قلم آنتوان چخوف و ترجمه فرشته افسری را خواندم.برای سال۱۸۹۶اثر خوبی است.کتاب در مورد نجیب زادهای است که بر خلاف پدرش که معمار شناخته شده شهر است،قصد ندارد که شغل او را ادامه دهد و در این مسیر زندگی اش،را روایت می کند.زندگی من،روایت احوال یک نجیب زاده کارگر است....

    ادامه مطلب
  • خانه زیبا رویان خفته

  • نیلوبلاگ

    یه کتاب دیگه هم تموم کردم."خانه زیبا رویان, خفته"نوشته یاسوناری کاواباتا18 سال پیش این کتاب را خریدم اما تا به حال فرصت خواندنش رو پیدا نکرده بودم. رمان جالبی از یک نویسنده ژاپنی است که سال 1967 جایزه نوبل رو هم بردهداستان در مورد پیر مردانی ثروتمنداست که دیگر مرد نیستند .آنان به خانه ای رفت و آمد می کنند و با شرایطی خاص ، صبح را در بستر دخترکانی زیبا که با دارویی قوی به خواب رفته اند سپری می کنند . آنان در کنار این دختران ، خاطرات گذشته خود را مرور می کنند....

    ادامه مطلب
  • شوخی شوخی زمان می گذرد...

  • نیلوبلاگ

    شوخی شوخی زمان می گذرد، این قدر سریع می گذردکه گاهی به پشت سر نگاهی می کنی و تصمیمی می گیری از زمان باقیمانده عمرت استفاده بهتری بکنی و حالا برای من این اتفاق افتاده .آریا کلاس یازدهمه؛یعنی سال دیگه ...

    ادامه مطلب
  • سال خوک

  • نیلوبلاگ

    سالی که نکوست از بهارش پیداست...راستی امسال ،سال خوک هم هست...خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه......

    ادامه مطلب
  • کتابخوانی

  • نیلوبلاگ

    این روزها بیشتر از هر چیز ،کتاب می خوانم. بیشترین زمان اوقات فراغتم ،صرف کتاب خوندن می شه.کتاب همه می میرند نوشته سیمون دوبوار را خواندم. جنس ضعیف نوشته اوریانا فالاچی را هم خواندم. همه می میرنند، کتا...

    ادامه مطلب
  • خوبی

  • نیلوبلاگ

    واقعا که درست گفتند«خوبی که از حد بگذرد،نادان خیال بد کند» خیلی ها ظرفیت خوبی،لطف و مهربانی ندارند و شاید بعضی وقت ها باید به چنین افرادی روی دیگری از خود را نشان داد تا قدر مهر و مهربانی را بدانند و بتوانند روی دیگر آدم های نان به نرخ روز خور را ببینند. ...

    ادامه مطلب
  • شادی های کودکانه

  • نیلوبلاگ

    روزهای شلوغیه. خرید و کار و رفت و آمد...خیلی زیاد... تهران-کرج کرج -تهران روزهای شلوغ اما خوب این شلوغی را دوست دارم هرچند خیلی خسته ام.خیلی اما این شادی های کوچک کودکانه را دوست دارم.تغییر و تازگی را دوست دارم...

    ادامه مطلب
  • پیروزی

  • نیلوبلاگ

    من هیچ وقت شکست نمی خورم،یا پیروز می شوم یا یاد می گیرم. نلسون ماندلا...

    ادامه مطلب
  • آغازی دوباره

  • نیلوبلاگ

    امروز زندگی دیگری را آغاز می کنم.روشی تازه و نگاهی دیگر.از امروز همه چیز در زندگی من تغییر کرده،سال ها کار و تلاش من امروز به نتیجه رسید. از امروز همان طور که دوست دارم زندگی می کنم.امروز آغازی دوباره است. ...

    ادامه مطلب
  • روزها

  • نیلوبلاگ

    روز ها از پی هم چقدر زود می گذرند. زود تمام می شویم اما دوباره خیلی زود شروع م کینم. هرکاری که باشد .یک سال دیگر هم گذشته ، پسرم 12ساله شد.بزرگ شد.امسال به دبیرستان می رود. روزها پایانی شهریور ،روزهای خوبی هستند. شهریور را دوست دارم. برای آریا ، برای زندگیم، برای خانواده ام.شهریور را دوست دارم....

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    روزهای زندگی | روزهاي زندگي | روزهای هفته انگلیسی | روزهای قمر در عقرب | روزها در راه | روزهای خوب | روزهای بد به در | روزهای به هم ریخته | روزهای سعد سال 95 | روزهای روشن هایده