خرید بک لینک
امشب چه شبی است

امشب چه شبی است

هم تختی پدرم در بیمارستان،جلوی چشمم ایست قلبی کرد.تیم پزشکی هر چه تلاش کردند،نتیجه نداشت.آن مرد جلوی چشمانم جان داد.

همسر و مادرش بعد از اتمام ملاقات رفته بودند و کلی با من صحبت کرد.مدرس زبان انگلیسی بود. در انستیتو زبان سیمین کار می کرد.پر از انرژی و خوشحال از اینکه پسرش در دانشگاه قبول شده.

حالا آن تخت خالی است.

مثل یک آشنا بود.گرم و خوش برخورد.می گفت فردا باید مرخص شوم.حالم خوب است.

الان یکی از پرستاران گفت که بیماری دیگر،چند اتاق آن طرف تر جان داده

حالم خوب نیست

جان دادن چقدر آسان شده

برچسب: نویسنده: بهنام باقری تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 7:58

صفحه بندی